تا تو هستی و غزل هستدلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
آره بالاخره بعد از یکسال دوری من اومدم و خیلی خوشحالم
سهم من از دنیا انگار همین قفس طلایی بود از سهم عاشقی فقط قسمت من جدایی بود توی چشمات دیگه نیستش یه نگاه مهربون دیگه انگار نمی خوای باشی برام یه همزبون برو ولی غصه من یه روزی پایون می گیره یه روزی این شکسته دل دوباره سامون می گیره کلاغ قصه منم یه روز به خونش می رسه قناری مرده دل باز دوباره جون می گیره تیک تیک ساعتم داره رفتنتو داد میزنه تپش قلبم که با اون تو سینه فریاد میزنه لحظه ها ثانیه ها طاقت انتظار دارن می گذرنو نمی دونن به روز من چی می یارن می دونم یادت نمیاد اون همه حرف قشنگ می دونم دیگه شدی حالا مث یه تیک سنگ برو ولی غصه منیه روزی پایون می گیره یه روزی این ..........................
سلام
امروز بالاخره جواب امتحاناتمو گرفتم ( در واقع آخرين امتحاناتمو) و بالاخره از دست درس
راحت شدم .
آره امروز مثلا روزی که من مهندس شدم . ۴ سال مثل برق و باد گذشت . انگاری همين
ديروز بود که دانشگاه آزاد واحد .... قبول شدم . حيف که تموم شد و قدرشو ندونستم.
به يک نفر از شما عزيزانی که بهترين کامنتو بگذاره يه جايزه توپ داده ميشه.
دلم گرفته است
به ايوان ميروم و انگشتانم را
بر پوست کشيده شب ميکشم

روزی
خواهم آمد. و پیامی خواهم آورد.
در رگها نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد : ای سبد هاتان پر خواب! سیب آوردم.
سیب سرخ خورشید
خواهم آمد. گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را. گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفت :چه تماشا دارد باغ!
دوره گردی خواهم شد . کوچه ها را خواهم گشت . جار خواهم زد :
آی شبنم . شبنم . شبنم.
رهگذری خواهد گفت: راستی را.شب تاریکی است.کهکشانی
خواهم دادش
روی پل دختری بی پاست . دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت
هر چه دشنام.از لبها خواهم برچید.
هر چه دیوار.از جا خواهم بر کند.
رهزنان را خواهم گفت :کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد .چشمان را با خورشید .دل را با عشق.سایه ها
را با آب.شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست.خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
بادبادک ها.به هوا خواهم برد
گلدان ها.آب خواهم داد.
خواهم آمد سر هر دیواری.میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای.شعری خواهم خواند.
هر کلاغی را .کاجی خواهم داد.
مار را خواهم گفت:چه شکوهی دارد غوک!
آشتی خواهم داد.
آشنا خواهم کرد.
راه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.
با چشمان تو
مرا
به الماس ستارگان نيازی نيست
با آسمان بگو.
(احمد شاملو)
................................................................................
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی. آب تنی در حوضچه ی اکنون است .
(سهراب سپهری)
ميگن: کسی که گريه ميکنه يه درد و کسی که می خنده چندين درد توی سينه داره
...................
از اين رو آرزو ميکنم شماهميشه گريان باشيد 
اينم به ياد سهراب سپهری که گفت:
بهترين چيز رسيدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.


IN TROUBLES DONT SAY HEY GOD I HAVE A BIG TROUBLE ... SAY HEY TROUBLE I HAVE A BIG GOD
.....................
در مشکلات نگو که ای خدا من يه مشکل بزرگ دارم....... بگو ای مشکل من يه خدای بزرگ دارم.

